محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

289

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مرهم / مراهم مرهم : بدان كه مرهم از تراكيب اطباى سلف است و بعضى گفته كه تركيبى بر آن سبقت ندارد سواى معاجين و فرقهء را عقيده آن است كه مخترع آن ابقراط است وقتى رأى او بر آن قرار گرفت كه ناچار است در اندمال جراحت از قطع لحم به دوايى كه قاطع باشد مانند زنگار و بالبداهه دواى اكال قاطع لحم است و فاسدگرداننده عضو ، پس استعمال كرد دواى اكال قاطع لحم ميت فاسد را با دواى مغرى از براى دفع ضرر آن و اول چيزى كه اختيار كرد از براى تغريهء آن موم بود ، پس بعد از آن اطبا توسيع كردند در آن به داخل كردن ادهان و صموغ بر آن . و بايد دانست كه دواى چند نرم ساييده كه با موم روغن جمع آورند و مداواى قروح و جراحات و بعضى اورام بدان كنند آن را مرهم گويند و اين ادويه يا منقيات لحم‌اند و يا ملحمات و ملزقات و يا مدملات و خواتم و يا ادويهء اكاله و منقيات لحم و منضجات و محللات و ملينات و غير اينها . « 1 » [ مرهم ] توتيا مرهم توتيا : جميع قروح اعضاى عصبانى خصوص قروح رطبهء قضيب و انثيين و عجان و مبدأ مقعده را به نهايت مفيد است . صنعت آن : توتياى كرمانى مغسول ، صبر سقوطرى ، انزروت سفيد ، كندر ، شادنج مغسول ، پوست درخت غرب سوخته ، شب يمانى ، زاج محرق ، مازوى سبز ، گلنار فارسى ، اقاقيا ، اجزا مساوى ؛ كوفتهء زنجار نيم جزء ؛ اقماع رمان حامض دو جزء ؛ مجموع را در روغن گل سرخ مرهم سازند . « 2 » مرهم زنجار مرهم زنجار : به نسخهء على گيلانى كه در مجربات خود ذكر نموده است .

--> ( 1 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 566 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 616 .